X
تبلیغات
رایتل











صد سال تنهایی

انگار کسی سیگارش را میان سرنوشت ما خاموش کرده است...
گوشه ای از سهمم را بدهید تا بروم...

اندازه بگیرید

وسعت تنهائی ام را

اگر می توانید

دور شوید از سهم من

تنهایم بگذارید تا بروم...

قفسی که آرزوی پریدن به دلم گذاشت را

بگوئید

پروازم دهد تا بروم...

خورشیدی که گرم نکرد اما سوزاند را

بگوئید کمی باد بزند!

تا نفس بگیرم برای رفتن

تا بروم...

او را که زیاد نامیدمش

بگوئید زیاد شود

او را که درد کشید و مرد

بگوئید زنده شود و خوب شود

تا من با خیال راحت بروم...

آری

تمام سهمم نه!

زیاد می شود شبیه وسعت تنهائی ام

گوشه ای از سهمم

تنها گوشه ای از سهمم را بدهید تا بروم...

+نوشته شده در چهارشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1389ساعت23:07توسط fatima | نظرات (4)