X
تبلیغات
رایتل











صد سال تنهایی

انگار کسی سیگارش را میان سرنوشت ما خاموش کرده است...
هزار جواب برای یک نامه...

و وقتی رفت

تمام خنده هایم را

به همراه خودش می برد

تمام جاده می خندید...

آن طرف

آسمان صاف بود و عسلی!

این طرف

آسمان ابری و قهوه ای...

او که رفت

ناگهان

رعد و برقی گرفت

و دل

نامه ای هم به باران نوشت

و باران

جواب همان نامه ی بی نشان را

هزاران هزار بار

به دل می نویسد به تکرار...

+نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1389ساعت23:14توسط fatima | نظرات (4)