X
تبلیغات
رایتل











صد سال تنهایی

انگار کسی سیگارش را میان سرنوشت ما خاموش کرده است...
باد می وزد...ویران می شوم!

باد می وزد

یاد فروغ می افتم

یاد آن زمان که ویران شد!!!

یاد فروغ هایی که

هر روز

بادی مخالف

از جانب موافق

می وزد و

ویرانشان می کند و می رود...

یاد خودم

که ویران شده ی بادهای موافقم!

ایستاده ام

جایی نمی روم

اما

باد می رود و

موهای مرا هم با خودش می برد

آشفته ام

آنقدر که اندازه اش را نمی دانم...

+نوشته شده در سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1389ساعت10:15توسط fatima | نظرات (10)